مهربان چهارده ماهه من
مهربان دختر من 14 ماهه شد ،جهارده ماهگی هم چند صباحی مهمانمان بود و رفت.... خیلی داری سعی میکنی حرف بزنی به توپ بابایی یادت داده میگی بال اول میگفتی توب حالا دیگه خارجی شدی غدا که میدمت بلد شدی از اولش میگی " ب ب بس" یعنی دیگه بسه نمیخوام ، خیلی خیلی بد غذا هستی ریزه میزه من. کلمه " مامان " رو روی کاغذ مینویسم نشونت میدم بلد شدی بخونی .بلند و واضح میگی : " ماما " . منم کارتهای تراشه الماس واست خریدم حالا داریم با هم میخونیمشون. کلمه " در " یاد گرفتی هرچیزیو از هر جا میخوای در بیاری میگی در در در .عاشقه پله برقی شدی ،همش باید بریم بالا بیاییم پایین تا شما کلی ...












