چهار ماهگی دلبرم
یک ماه دیگر هم با تو گذشت مثل آب خوردن و تو شدی ٤ ماهه ای دلربای من...
یکم آدر خاله خارجیت اومد
واسه اولین بار شما رو میدید وکلی زوق کرده بودو
ببین چه جوری نگاش میکردی...

از شیرین کاری هات بگم:
-گردنتو سفت میگیری
-عاشق لوستر و سقف هستی ، آخه چه چیز عجیبی داره مامانی
-تا باهات حرف میزنیم قهقه میخندی
-همش شصت دست تو میخوری وای وای وای
واسه همین ١٧ آذر بهت پسونک دادیم تا ترک کنی
-وقتی شیر میخوری حتما باید دستت تو موهات باشه
-واکسن هم زدی اخی نازی چقدر دردت اومد

قربون این خنده هات برم جیگره من.....
فدات شم که هر چقدر هم که ازت عکس بگیریم هیچ چیز نمیگی.

این اولین پستونک آیلین خانومه که علاقه شدیدی هم بهش داره
این آقا شیره هم که توی بغل آیلین گلی هست شیر جنگل هست آیلین که شیر خوراکی دوست نداره در
عوض عاشق این شیر هست همیشه باید تو بغلش باشه تا بخوابه

به صد یلدا الهی زنده باشی
انار و سیب و انگور خورده باشی
اولین یلدای آیلین پرنسسم
اینم عکس شب یلدا که با 2 تا خاله و دایی خونه باباجون بودیم شما هم کلی کلی واسمون آواز خوندی
و ما هم کلی خندیدیم، هر چی میخواستیم از شما عکس بگیریم بابایی میگفت وای کمر دخملم درد
میگیره دیگه چند تا عکسو به زور گرفتیم


چهار ماهگی دلبرم
