آيلينآيلين، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره

پرنسس آيلين

نوروز 93

تو بهاری       نه بهاران از توست       از تو میگیرد وام      هر بهار این همه زیبایی را            گفته ام که بهاری برای من   گفته ام بهار یعنی تو                                          مبارکت دلپذیر من   گلبرگ من این اولین بهار زندگیته که میتونی قشنگیهاشو از نزدیک ببینی. ...
30 فروردين 1393

اخرین روزهای سال 92 و هفت ماهگی

دلبرکم هفت ماه است که آمدی و خانه مان را صفا بخشیدی متشکرم از بودنت عزیز دلم... شما عاشق بچه ها هستی تا نی نی میبینی کلی ذوق میکنی. از این طرف خونه قل قل میخوری میری اون طرف ،اسمتو گذاشتیم کدو قل قله زن، ببین مثل خانوم ها نشستی.... اولین چهارشنبه سوری مبارکککککککککککک عزیزم این یه رسمه دیرینه است که از قدیم به جا مونده و باید از روی آتش بپری و بگی :    زردی من از تو             سرخی تو از من ما امسال به خاطر شما جایی نرفتیم اما وجود خودت محفل ما رو گرمتر از هر سال کرد. اولین مروارید آیلین: عروسک قشنگم 19 اسفند داشتم بهت غ...
28 اسفند 1392

آیلین جون شش ماهه شد

نازنینم چه زود شش ماهه شدی کم کم داری بزرگ میشی و به همه چیز خیلی توجه میکنی خیلی کنجکاو شدی دوست داری با آقا شیره تلوزیون نگاه کنین اما نمیشه واست زوده   خاله افسانه ١١ بهمن رفت ما که کلی دلمون واسش تنگ میشه این مدت خیلی بهمون خوش میگذشت کاش زودی باز بیاد ایران که دلمون واسش اینقدر تنگ نشه  دختره نازم به کسی غریبی نمیکنی  فقط از مردها خیلی خوشت نمیاد، کاغذ و بلاستیک و کنترل و بیشتر از اسباب بازیهات دوست داری، از همه جی بیشتر بند دوست داری.... اخه چرا مامانی ببین چه تلاشی میکنی واسش.   توی تخت خودت دخمل خوبی هستی و کلی وقت بازی میکنی   عشق من اولین ولنت...
16 بهمن 1392

پنج ماهگی و کلی اولین

 * دخترکم در این پنچ ماه تو درتمام لحظه هایم لبریز بودی*  دوستت داریم خیلی عزیزم این ماه ماهگردت با تولد محمد یکی شد و با هم جشن گرفتیم کلی خوش گذشت مخصوصا که خاله افسانه هم بود شیطون با این مروارید ها چی کار داری؟؟؟؟؟؟ اولین کریسمس آیلین عسلم : عزیزم مبارکت باشه رفتی توی اون توپ واسه چی اولین برف بازی آیلین : امسال کلی برف اومد همه خیلی خوشحال شدن شما رو هم با کلی ترس که مبادا سرما بخوری یه کوچولو بردیم توی برف ها * * * * * اولین غذا خوردن آیلین : 18 دی مامان سارا واسه آیلین جونش فرنی درست کرد و چون طعمش جدید بود واست شما در یک چشم به هم زدن دو تا قاشقو خورد...
23 دی 1392

چهار ماهگی دلبرم

یک ماه دیگر هم با تو گذشت مثل آب خوردن و تو شدی ٤ ماهه ای دلربای من... یکم آدر خاله خارجیت اومد  واسه اولین بار شما رو میدید وکلی زوق کرده بودو ببین چه جوری نگاش میکردی...   از شیرین کاری هات بگم: -گردنتو سفت میگیری -عاشق لوستر و سقف هستی ، آخه چه چیز عجیبی داره مامانی -تا باهات حرف میزنیم قهقه میخندی -همش شصت دست تو میخوری وای وای وای واسه همین ١٧ آذر بهت پسونک دادیم تا ترک کنی -وقتی شیر میخوری حتما باید دستت تو موهات باشه -واکسن هم زدی اخی نازی چقدر دردت اومد قربون این  خنده هات برم جیگره من..... فدات شم که هر چقدر هم که ازت عکس بگیریم هیچ چیز نمیگی. این...
22 آذر 1392

سه ماهگی مهتابم

آیلین من سه ماهه شد مهربانم مثل معنی اسمت هستی یعنی درخشش مهتاب... زنبور نازم چه زود سه ماهه شدی یعنی 90 روزه شدی... آیلین خانم که یک ماهی شبا دل درد داشت حالا خیلی بهتر شده دیگه میزاری یک کم شبا بخوابیم من و شما و بابایی می خواییم بریم مشهد پیش عمو و زن عمو وعلی،مامان جون هم که زودتر رفتن اونجا.   اینم عروسک توی هواپیما.... روز دوشنبه 20 آبان 92 اولین مسافرت آیلین توی هواپیما اینقدر دخمل خوبی بودی که مهماندارها تعجب کرده بودن به شما جایزه هم دادن. توی این یک هفته دختره خیلی خوبی بودی مثل همیشههههههههه.....         ...
21 آبان 1392

دو ماهگی عسلم مهر 92

آیلین عسلم دو ماه هست که با اومدنت زیباترین لحظه ها رو وارد زندگیمون کردی... اخی ببين واسه اولین بار خودم این طرفیت کردم، دیگه خودم لباساتو عوض میکنم حمام میبرمت حسابی مستقل شدیم اینقدر تو خواب میخندی معلوم نیست فرشته ها چی بهت میگن خوب ریزه میزه بگو ما هم بخندیم یه مدت قبل وقتی یک ماه و 3 روزت بود "آقا" گفتی واسه من و بابایی که تا حالا فقط صدای گریتو شنیده بودیم خیلی قشنگ بود روز جمعه 5 مهر اولین گردش آیلین گلی بود من و بابای و مامان جون و شما  4 تایی رفتیم پارک، دخمل خوبی بودی مثل همیشه ولی زود خوابت گرفت وای وای 18 مهر هم واکسن داشتی خیلی بد بوداون شب خي...
21 مهر 1392