یه کم قبل از تولد
فرشته مامان خدای را شاکرم که تو را به من هدیه داد تویی که معنابخش تمام غم ها و شادی هایم هستی![]()
عروسکم یکم مرداد کامل ایستادی و دهم دو قدم جلو رفتی یکی از زیباترین لحظه های عمرم بود وقتی جوجه ریزه من تاتی تاتی میکرد...

شیطونکم یه روز سس کچاب و برداشتی و فرار کردی اینم نتیجش شذ

یه روز بردمت آرایشگاه یک کم موهاتو مرتب کنه واسه تولدت ،اون خانوم هم نامردی نکرد همین طور چید چید چید هر چی گفتم تو رو خدا کم کوتاه بشه گفت خیلی کمه اما بعد دیدم وااااااااایییی خیلی کوتاه شد راه چاره هم نداشتم 
اخه چه طور دلشش اومد اون همه موهای نازتو کوتاه کنه![]()

من به فدای تمام زیبایی هایت نازه من

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه کم قبل از تولد 
