اخرین روزهای سال 92 و هفت ماهگی
دلبرکم هفت ماه است که آمدی و خانه مان را صفا بخشیدی متشکرم از بودنت عزیز دلم...
شما عاشق بچه ها هستی تا نی نی میبینی کلی ذوق میکنی.
از این طرف خونه قل قل میخوری میری اون طرف ،اسمتو گذاشتیم کدو قل قله زن،
ببین مثل خانوم ها نشستی....

اولین چهارشنبه سوری مبارکککککککککککک
عزیزم این یه رسمه دیرینه است که از قدیم به جا مونده و باید از روی آتش بپری و بگی :
زردی من از تو سرخی تو از من
ما امسال به خاطر شما جایی نرفتیم اما وجود خودت محفل ما رو گرمتر از هر سال کرد.

اولین مروارید آیلین:
عروسک قشنگم 19 اسفند داشتم بهت غذا میدادم که متوجه شدم قاشق به یه چیزی می خوره
با کلی جستجو فهمیدم داری دندون در میاری،بمیرم واسه اون همه یقراریهات و شب بی خوابیهات و
دردکشیدنات عروسکم، مامان جون هم واست آش دندونی درست کردن
اینم باب اسفنجی من با دندونش



زمستون داره آخرین نفساشو میکشه همه منتظر بهاری زیبا هستن
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار........


اخرین روزهای سال 92 و هفت ماهگی 


